نقش فرد و نهاد در اندیشه سیاسی امام خمینی

نقش فرد و نهاد در اندیشه سیاسی امام خمینی
سخنرانی در مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، قم، 12 مهرماه 1405
- مقدمه 1: تعریف فرد و نهاد: نهاد (Institution) عبارت است از: الگوهای پایدارِ قواعد، هنجارها، رویهها و معانیِ مشترکی که کنش انسانی را ساختار میدهند و انتظارات متقابل را در یک جامعه یا یک حوزۀ کنش سامان میبخشند. به بیان دیگر، نهادها همان «قواعد بازی در یک جامعه» و «محدودیتهای ابداعیِ بشر که به تعاملات انسانی شکل میدهند» هستند.
- مقدمه 2: بحث ما مربوط به دو مکتب نهادگرایی (Institutionalism) و نونهادگرایی (Neo-Institutionalism) نیست.
- مقدمه 3: بحث ما به دوگانه فرد (عامل، عاملیت) و ساختار (structure & agency) مربوط نیست.
- مقدمه 4: تناظر بحث با سؤال «چه کسی؟» و «چگونه؟»: سیاست مدرن از سیاست قدیم در این نکته محوری از هم جدا میشوندکه سیاست کلاسیک به سؤال «چه کسی باید حکومت کند؟» پاسخ میداد؛ در حالی که دغدغه اصلی سیاست مدرن پاسخگویی به سؤال «چگونه باید حکومت کرد؟» است. افلاطون در پاسخ به سؤال «چه کسی؟» فیلسوف – شاه را معرفی کرد؛ و متفکران اسلامی هم در پاسخگویی به این پرسش یا با تقلید از متفکران یونان پاسخ فلسفی دادند، و یا به فقه (سیاسی) روی آورده و از حاکمیت فقیه (به شکل مستقل یا در کنار حاکمیت شاه) سخن گفتند. استاد مطهری نیز انتقاد پوپر از این مسئله شوم كه «چه كسی باید بر جامعه حكومت كند؟» را نقل میكند؛ و از قول او آن را یك اشتباه بسیار بزرگ و خطر پردوام در فلسفه سیاسی میداند. سپس از قول وی میگوید كه مسئله عاقلانهتر و خلاقانهتر این است كه: «چگونه میتوانیم سازمانهای اجتماعی را چنان ترتیب دهیم كه زعماء بد و ناصالح نتوانند اسباب ضرر و زیان وی شوند؟»
- مقدمه 5: آیت الله مطهری به نظریه انتخاب و نظارت متمایل بودند.
- مقدمه 6: آیت الله منتظری متقدم به نظریه انتخاب، و آیت الله منتظری متأخر به نظریه نظارت اعتقاد داشتند.
- مقدمه 7: آیت الله مکارم و آیت الله سبحانی حرکتی از نظریه نظارت به نظریه ولایت داشتهاند.
1- امام خمینی و ضرورت تشکیل حکومت
امام خمینی میفرماید: «احکام الهیه، چه احکام مالی و چه احکام سیاسی یا حقوقی، نه تنها نسخ شده است، بلکه تا قیامت باقی است و بقای این احکام، لزوم و ضرورت حکومت را ایجاب میکند تا اینکه برتری قانون الهی را تضمین کرده و اجرای آن را بهعهده گیرد و اجرای احکام الهی جز بهوسیله حکومت امکان ندارد، برای این که موجب هرج و مرج میشود... علاوهبر این که حفظ مرزهای کشور اسلامی از هجوم دشمنان و حفظ سرزمینشان از تسلط سرکشان، عقلاً و شرعاً واجب است. انجام این وظیفه جز با تشکیل حکومت، امکان ندارد، تمام اینها از واضحات است که مسلمین به آنها احتیاج دارند و از آفرینده حکیم، معقول نیست آنها را ترک کند... لزوم حکومت برای گسترش عدالت، تعلیم و تربیت افراد، حفظ نظم، از بین بردن ستم، حفظ مرزها و جلوگیری از تجاوز اجانب، از روشنترین احکام عقل است و این مسئله مختص به زمان و مکان مشخصی نیست».خمینی، روح الله، کتاب البیع ج ۲، ص۴۶۱ - ۴۶۲.
2- امام خمینی و اختیارات حکومت و بحث مصلحت
امام خمینی در توصيف حوزه اختيارات حكومت به طور صريح اعلام داشت: «تعبير به آن كه اينجانب گفتهام حكومت در چارچوب احكام الهى داراى اختيار است، به طور كلى بر خلاف گفته هاى اينجانب است».[1] به نظر امام خمينى، «حكومت كه شعبهاى از ولايت مطلقه رسول الله ـ صلى الله عليه وآله و سلم ـ است، يكى از احكام اوليه اسلام است؛ و مقدم بر تمام احكام فرعيه حتى نماز و روزه و حج است».[2] در تمامی عبارات فوق، بحث از حکومت و اختیارات آن است، نه از فرد.




